شما اینجا هستید
گفتگو » تئاتر و سینما با طعم باقلا

صیادی
صدای بندر: عبدالکریم نیسنی،بندر ریگ که از آنجا به می شود جزیره مرجانی خارگ را به خوبی از دور دست به تماشا بنشینی و تنها ۱۸ کیلومتر از بندر گناوه فاصله دارد.اگر طی مسافت نمائی به دو جزیره دوقلوی شمالی و جنوبی با ماسه بادی و انجیر معروف تر از خودشان با مردمی صبور و صاحب لنج و گرگور ،ماهی صبور، هامور ،خارو ، شما را در آغوش می پذیرد.
اما هدف از رفتن به این جزیره کوچک دیدار یک بانوی هنرمند و صاحب کمال و با تجربه ای است تا گپ و گفتی گزارش گونه از وی داشته باشیم.
وقتی از شیوه زندگی وی در سالهای کودکی اش که توام با رنج و زحمت است آشنا می شویم.که سبد زندگی با اهداف و تجربیاتی که کسب کرده و با آن هماهنگ شده باز هم احساس شادی و نشاط می نماید. و چهره اش خالی از آن نیست مارا مقید می نماید قدم به قدم این رضایت فردی در سلامت جان و روانش را جویا شویم.
او دختری از جزیره است که زندگی اش را در جزیره روستا مانند تجربه نموده تا نهایتاً به جزیره بزرگتری مثل خارگ به رشد و نمای هنری برسد، هنری که آنرا در محرومیت فرهنگی بر خلاف دیگران بدون هیچ امکاناتی کسب نمود.
اما این دختر جزیره کیست؟!
خانم منیژه صیادی فرزند غلامحسین ،فیلمساز، نویسنده، گارگردان و بازیگر تئاتر و فعال اجتماعی در جزیره خارگ و بوشهر.آن جور که خود می گوید زمانی در جلوی مدرسه جزیره به فروش نخود گرم و باقلا مشغول بوده و آرزو داشته او هم مانند مشتریانش که کودکان دبستانی بودند به مدرسه برود.با همه این اوصاف که خانم صیادی برای ما تعریف ککشید.
از وی می پرسیم چگونه به درس و مدرسه و وادی هنر کشیده شده است؟
منیژه می گوید هنر ژنتیکی است و از اجداد به ارث می رسد ولی مهم شکوفا کردن آن هست،زیرا پدر خانم صیادی خود یک مداح و قصه گو در جزیره شمالی بندر ریگ در منطقه گناوه بوده که در منزل در جمع خانواده به قصه گویی و قصه پردازی در کنار آتش و قوری چای تازه دم زمستانی باتفاق مادرش که خیاط جزیره بود به داستانهای آموزنده می پرداخته ،لذا همانجا در ذهن منیژه حک می شده و در عنوان جوانی به نقطه اوج داستان نویسی پی میبرد.
صیادی می گوید : پدرم آرزو داشت من یک پزشک شوم ولی مشکلات زندگی و کار سخت در روستا مانع رسیدن به آرزوی پدرم شد و من در آن زمان که نه ساله بودم بجای حضور در مدرسه و نشستن روی نیمکت پشت ترازوی مغازه پدرم به کاسبی مشغول بودم.
منیژه می گوید: اما حالا خیلی خوشحالم. انتخاب شایسته ای کردم زیرا توانستم خانواده ۱۲ نفره خود را اداره نمایم تا برادرانم در جبهه ای از مملکت و مردم محافظت نمایند.
صیادی با همان احساس و غرور می گوید: پدر عزیزم بداند که اگر به آرزویش که پزشک باشم نرسیدم ام تا دردی را درمان کنم، اما حال در کسوت یک فیلمساز و داستان نویس می توانم شخصیت های داستانم را بیافرینم و دردهایشان را به تصویر بکشم تا درسی برای نوجوانان و جوانان شود تا قدراین همه نعمتهای الهی را بدانند.
صیادی از موفقیت هایش در تحصیل و فیلم ها و کتاب هایش می گوید .مانند، ضربان قلب، داستان زندگی راشد و معلمش در فلسطین، بم را تنها نمیگذاریم،شبهای شلمچه که در جزیره خارگ به تحریر درآورده و اما فیلم های مستندی مانند : جزیره ای در میان جنگل ، شاهرگ ۱ و ۲، حرارت دل ، سوگ در نخلستان در انتظار تو، آه نجات و آرزوی شیرین از جمله فیلم های مستند من هستند.
خانم صیادی در پایان داستان جزیره ای در میان جنگل خطاب به برادر شهیدش جمله ای زیبا را عنوان نموده که ، علی جان خداوند دو جزیره را در سرنوشت تو قرار داد.یکی جزیره شمالی در بندر ریگ را برای ساده زیستن و دیگری جزیره سهیل در کربلای خوزستان که در آنجا به شهادت رسیدی و چه زیباست که خداوند سرنونشت من را نیز چنین رقم زد که دو جزیره شمالی که در آنجا تجربیاتی کسب کردم و جزیره خارگ را که هنرم را در آنجا شکوفا نمودم زیرا اولین فعالیت هنری ام را در سال ۱۳۸۲ در جزیره خارگ شروع کردم.
در خارگ مربی نقاشی و داستان نویسی با کمک حاج کورش رستمی مسئول پرورش سازمان در طرح جامع شرکت کردم و در کنار کار های هنری در دبیرستان سمیه خارگ ادامه تحصیل دادم و در حوزه تئاتر در جزیره خارگ فعالیت مستمر داشتم.
درآبان ماه سال ۹۰ با ورود به دانشگاه سی روز جلوی دوربین رفتم با فیلم داستانی شماره ۲۲ به کارگردانی امیر حاتمیان که در نقطه اوج گیری در زمینه بازیگری و کارگردانی و ورود به حوزه فیلم سازی و مستند ساز شدم.
خانم صیادی از دیگر فعالیت های اجتماعی خود در خارگ سخن می گوید ، مانند :شرکت در حوزه هنری،مربی گری کلاسها در حسینه های ابوالفضل و ملاح زاده و زینبیه خارگ مستقر در پایگاه دریایی .باتفاق خانم صالحی و زهرا نیسنی(ارژنگ)در طرح اکرام پوشش بچه های بی سرپرست و جمع آوری نذورات و ستاد های مراسمات جزیره ، ازطرف دیگر خارگ به دلیل محرومیت های تفریحی سعی نمودیم با برگزاری جشن های متنوع با استاد مرحوم اسماعیل قصردشتی از پیشکسوتان تئاتر جزیره و آقای تمیزی نژاد و بنیاد شهید خارگ اقدام نمائیم.
با خانم صیادی که در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی سینما می باشد وارد بحث خانوادگی می شویم؛ می گوید سه فرزند دختر دارم به اسامی مهین، مهسا و زهرا که مهسا چندین فیلم داستانی کار کرده با فواد خلفی و زهرا آخرین فیلمی بازی نمود و دختر بزرگم مهین در حوزه تئاتر دارای دیپلم افتخار و مقام های اول و دوم در رشته های هنری مربوط به خود می باشدکه در مرتبه عکاسی و فیلمنامه نویسی نیز فعالیت دارد.خودم نیز علاوه بر طراحی و دوخت لباس درتئاتر و کلاس های نویسندگی سر گروه فدک خارگ زیر نظر احسان حفظ الله و عبدالصمد دشتی در ارشاد خارگ بودم.
صیادی در پاسخ به زندگی در روستا می گوید:
روستا انتخاب اصلح من است.زیرا ایده ها و برداشت های فراوان و خوبی برای شکوفایی دارد چون دارای فرهنگی غنی و عامه و دارای اعتقاد و باور های متنوع و دین باوری اجتماعی و صمیمیت های فراوان است.زیرا پوشش دادن یک فیلم مستند در روستا ،گویش مردم ، نوع لباس ،طبیعت یک رو و سختی های کار درآنجا می تواند برای فیلمساز الگو باشد و انگیزه های خوبی را به نمایش بکشد.
و اما در پایان……
در پایان سخنی با خانم منیژه صیادی درباره خانه و خانواده اش می پرسیم ، می گوید؛
با برنامه ریزی دقیق که بچه ها و خانواده و به ویژه همسرم راضی باشدو در فاصله کاری ام آسیبی عاطفی متوجه آنها نشود حتی در شرایط سخت کاری و زمان زیاد فیلم برداری ها، هیچ گاه طوری رفتار نکردم که ناراضی باشند. حتی در اکثر مواقع آنها را با خود سر لوکیشن می بردم تا در نهایت تلاش کنم تا کار مطلوبی را ارائه دهم و مخاطب نیز راضی باشد.
ما هم از سوی نشریه صدای بندر برای این بانوی دو جزیره یعنی خارگ و جزیره شمالی بندر ریگ و هم اکنون که ساکن شبه جزیره بوشهر هستند و درآن روز های دور بجای نشستن روی نیمکت مدرسه پشت میز فروش باقله و نخود را اداره می کرد تا دوام خانواده اش را ببیند و بدان هم پایدار بماند و بر خلاف ایده پدرش پزشک نشود ، هنرمندی شد که دنیای دیگران را به تصویر بکشد و ما هم این انتخاب شایسته را به او و خانواده اش بخصوص پدرش در حلال احمر گناوه تبریک می گوئیم.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

خبر بندر | بندرگناوه، بندر دیلم، بوشهر