به یاد پیرغلام اهلبیت، آخوند مظفری
✍🏻عبدالصمد ابراهیمی

خبر بندر: در این شبهای غرق در نغمه اشک و زمزمه ذکر، حسینیه و مسجد حضرت زینب(س) همچون ققنوسی داغدار، عمیقاً دلتنگ عطر حضور مردی است که تمام جان و جوانی خویش را وقف خدمت و عشق به ساحت اهلبیت علیهمالسلام نمود؛ مردی که نهتنها بنای مسجد و هیأت را پی افکند، بلکه ستونی شد از جنس ایمان و صفا، تا دلهای بیقرار را مأوا و پناه باشد.
سایه پدرانه و صبور آخوند مظفری، دههها بر فراز جمع عاشقان و دلدادگان اهلبیت گسترده بود؛ و هنوز نجواهای آرام و صدای دلنشینش، در سکوت محراب و میان اشکها و آههای خسته، زمزمه میشود؛ گویی ارواح عاشقان، جویای حضور نگاه مهربانشاند.
خاطره آن پیر دیرِ وفاداری و ایمان، هر بار مرور شود، جان را به تلالوی مهر و ادب و دلدادگی به مصائب حسینی میآراید. او درس داد که راز جاودانگی عشق به اهلبیت، استمرار راه و اندیشه است؛ همان راهی که امروز فرزندان و نوه های گرانقدرش، بیوقفه و بیهیاهو، مشعل آن را به دستان ایمان خود، روشن نگاه داشتهاند.
امروز، جای خالی او در کنج حسینیه و صف نخست جماعت، در روشنی اشک چشمها و نجوای دعای مادران و مردمان، بیش از پیش آشکار است؛ اما چه امیدبخش است که عظمت روح بلندش در ظلّ محبت اهلبیت و خدمت به خلق، هرگز خاموش و فراموش نخواهد شد؛ و راهِ روشن او همچنان پررهرو و پُریاد خواهد ماند.خاک آرامگاهش معطّر به عطر بندگی و عزت باد؛ دلمان برایت تنگ میشود،
آنجا که میان بُرهای سینهزنی سنتی، واحدها و نوحهخوانیها، جای خالی ات به شدت حس میشود؛
گویی آهنگ دلها بیحضورت نغمهای کم دارد و صدای نوحههای قدیمی، بی همنفسی تو در حسینیه، بیفروغتر است.
چه کسی میتواند جای خالی نگاه آرام و نفس گرم تو را در شور و حال عزاداران پر کند؟
دلمان هر شب، میان ضرباهنگ سینهها و زمزمه نوحهها، بیاختیار به یاد تو میرود و در غم نبودنت میسوزد.
یاد و نامش قرین رحمت و ماندگاری؛ و راه پربرکتش، به همت بازماندگان بزرگوارش، همچنان پویا و جاویدان باد؛
که دعای همه دلسوختگان اهلبیت، بدرقه راه آن پدر معنویت و اسوه وفاداری است.

کتاب Ù Ø«Ù Ø²ÙØ§Ù بارا٠در Ú¯ÙØ§Ù٠رÙÙ٠اÛÛ Ø´Ø¯£ðL




