شما اینجا هستید
گفتگو » گفتگو با هنرمند عرصه موسیقی غلامرضا وزان

غلامرضا وزان :

تکلیف موسیقی در جامعه ما معلوم نیست.

غلامرضا وزان خواننده مردمی  ودوست داشتنی موسیقی محلی بوشهر  که این روزها آوازه اش از مرزهای ایران نیز گذشته است در سال ۱۳۳۴ در محله بلبلی های سنگی بوشهر به دنیا آمد، خیلی زود به خاطر صدای مخملینش شد  گل سرسبد محافل هنری او دوره متوسطه را در دبیرستان سعادت بوشهر گذراند و بعد به سفارش پدر پیشه معلمی را برگزید و بعد از تحصیل در دانشسرای معلمان یزد به عنوان معلم در بوشهر به تدریس مشغول گردید. وزان که حالا بازنشته آموزش وپرورش است بیشتر وقتش را صرف توسعه و معرفی موسیقی بوشهر می کند.گفتگوی ذیل ماحصل همنشینی چند ساعته ما با این هنرمند بزرگ است.

آقای وزان خیلی از هنرمندان ما کارهای هنریشان را بخصوص در حوزه نمایش و موسیقی از مدرسه شروع کرده اند. شما چطور؟

بنده نیز  فعالیتهای هنری خود را از دوره ی ابتدایی آغاز کردم.

اصلا چطور شد به موسیقی علاقمند شدید؟

حس موسیقایی و علاقه به ریتم در ضمیر هر انسانی هست که با توجه به شرایط تاریخی و فرهنگی و ظرفیتهای هر شخص و جامعه ای، در هر عصر و مکانی به گونه ای نو و متمایز تجلی پیدا می کند. وجود این احساس و علاقه در من توام با همراهی و تشویق اولیاء مدرسه که به استعداد من پی برده بودند زمینه ای فراهم کرد تا با اجرای برنامه در مناسبتهای مختلف، این علاقه و استعداد در من گسترش و قوت یابد.

خانواده ات با فعالیت شما در حوزه موسیقی مخالفتی نداشتند؟

خیر، خوشبختانه ایشان مشوق من بوده اند. علیرغم محدودیتها و تنگ نظری هایی که در آن زمان وجود داشت.

از کی به صورت جدی وارد این عرصه شدی؟

همواره و از همان ابتدا موسیقی را با جدیت و حساسیت دنبال می کردم، اما به طور رسمی فعالیت خود را از کلاس ششم ابتدایی در گروه ارکستری که همگی معلمین سپاهی مامور به خدمت در بوشهر بودند، آغاز نمودم.

در دوره نوجوانی چه کسانی بیشتر در جذب تو به موسیقی موثر بودند؟

علاقه و توجه اطرافیان به ویژه معلمان و دبیران دوران تحصیل، انگیزه بیشتری برای دنبال کردن موسیقی ایرانی در من ایجاد نمود.

بزرگتر که شدی صدای خوشت باعث شد که نوحه خوان محلتان بشوی درست است؟

فعالیت من در این زمینه مربوط به نیمه ی دوم دهه۷۰ می شود که زمینه ی آن در پایان یک کنسرت موسیقی و بادرخواست معمرین و بانیان مسجد و پس از گذشت یکسال فراهم شد و این همکاری به مدت ۵تا۶ سال ادامه داشت.

کدام مسجد ؟

بهبهانی ها

از کی جذب آموزش و پرورش شدی؟

از آن جا که پدرم فرهنگی و معلم بودند و با توجه به شان و جایگاهی که شغل معلم در آن زمان داشت، ایشان مرا به این کار ترغیب نمودند. از این روی بنده از سال۱۳۵۷ به استخدام آموزش و پرورش در آمدم. البته پس از گذارندن دوره ی دانشسرای تربیت معلم.

فعالیت در آموزش و پرورش و حوزه معلمی تاثیری هم بر فعالیتهای موسیقی شما داشت؟

علیرغم آنکه فرهنگ وهنر دو مقوله ادغام یافته و جدایی ناپذیرند، برخی روی خوشی به هنر بویژه موسیقی نشان نمی دادند و به نوعی آن را میراث شوم گذشته می دانستند. با وجود تشویق ستادهای برگزاری جشنواره ها از یک سو و سرزنش و کسر حقوق و امثال آن از سوی آموزش و پرورش، شرایط چندان مناسب و خوشایندی را نمی توان متصور شد.

از دوستان دوران نوجوانیت کسی هم هست که الان در حوزه موسیقی فعالیت داشته باشد؟

بلی، آقایان قربانی و هنرور وتعدادی دیگر از دوستان که همچنان از نام های آشنا و مطرح در موسیقی این دیار هستند. اگر چه موانع و گرفتاری های متعدد و ناملایماتی که در طول سالیان بر هنر روا داشته شده، امکان اشتغال تمام وقت و حرفه ای به امر موسیقی را برای ایشان و بسیاری دیگر، محدود ساخته است.

بعد از پیروزی انقلاب شاهد ایجاد گروه موسیقی سنتی خوبی با حضور شما و نخبه های موسیقی بوشهر بودیم. این گروه چطور شکل گرفت؟

پس از انقلاب تا مدت ۷سال با هیچ گروه موسیقی همکاری نداشتم تا اینکه در سال۱۳۶۴ و با پیشنهاد آقایان هنرور وقربانی که به تشکیل گروه موسیقی مفتون انجامید فعالیت و همکاری خود را از سر گرفتم که هر ساله حضوری پررنگ و شایسته در جشنواره ی موسیقی فجر و سایر جشنواره ها داشت.در آن سالها توجه مسئولین فرهنگی و هنری کشور بنابر انگیزه ها و اقتضائاتی، بودجه و جایگاه مناسبی را جهت برگزاری این جشنواره ها فراهم می آورد. با گذشت زمان پیرو تغییراتی که شرایط حضور و فعالیت مرکز ایجاد شد، وضیعیت در استان ها نیز تغییر یافت، توجه و همتی که لازمه حمایت از هنر باشد دیده نمی شد وملاک ها و معیارهای هنر و هنرمند متفاوت شد. چنانکه تا امروز نیز تکلیف موسیقی و هنر در جامعه ما معلوم و مشخص نیست.

گروه موسیقی شما چند سال فعالیت داشت و چه مقام هایی را در سطح ملی به دست آورد؟

حدود ۱۵سال حضور مستمروفعال در جشنواره های موسیقی فجر و دفاع مقدس، ثمره تلاش و همت اعضای گروه و اصالت کارهای آن بود، که البته با مقام های برتر گروهی و انفرادی در خلال این ادوار نیز همراه شد.

برای خیلی از علاقمندان این سوال پیش آمده که گروهی موفق مثل گروه موسیقی  مفتون چرا یکباره در اوج محبوبیت و موفقیت منحل شد یا بهتر بگوییم غیرفعال شد؟

انبوه اشتغلات و مسائل کاری و خانوادگی در کنار شرایط نامساعد فرهنگی و اجتماعی، کم انگیزه شدن اعضای گروه و عدم تعامل و همکاری متقابل با اشخاص و گروه های جدید و تاثیرات متقابلی که این عوامل بر همه داشتند. زمینه ای را برای عدم تداوم فعالیتهای گروه ایجاد کرد.

در گروه موسیقی مفتون چه کسانی فعالیت داشتند؟

آقایان علی اکبر هنرور-اصغر قربانی، اسماعیل روشن روان، غلامرضا دمان، حسن بختیاری، عبدالعزیز رضا…، شهاب رسایی، رضا زال پور، علیرضا سعیدنیا و تعدادی دیگر از دوستان و هنرمندانی که نامشان را به خاطر ندارم و از این بابت پوزش می طلبم. لازم به ذکر میدانم که اینجانب پس از خارج شدن از گروه مفتون به گروه موسیقی همنوا پیوستم و با این گروه موفق به انجام کنسرتها و اجراهای متعدد شدیم-این گروه مرکب از آقایان بابک دشتی نژاد، رضا زال پور، مهران قائدی پور، حسام و حماسه حق پرست، رضا حیدری، احسان سهرابی، محمد خدادادی واصغر غلامی بود که در اینجا یاد همگی این دوستان و هنرمندان را گرامی میدارم.

راستی آقای وزان شما به غیر از آواز انگار ساز هم کار کردید درست است؟

نه به صورت حرفه ای. بلکه بیشتر برای دل خودم. دستی بر سازهای کوبه ای دارم.

بعد فعالیت شما با گروه موسیقی مروارید لیان شروع شد؟

همزمان با فعالیت در گروه مفتون همکاری خود را در سال ۷۸ با گروه مروارید لیان آغاز نمودم که منجر به همکاری چندین ساله و انتشار دو آلبوم «شپ» و«بندری» شد، که بسیار مورد استقبال قرار گرفت.

چه شد که از موسیقی سنتی وارد عرصه موسیقی محلی شدید؟

طی یک سفر هنری متعاقب دیدار و آشنایی که با آقای محسن شریفیان داشتم ایشان پیشنهاد همکاری دادند. و بنده هم پذیرفتم.

و البته فضای  خاص شاد و خاص موسیقی محلی بوشهر،هنر مندی شما و گروه مروارید لیان شما را در کانون توجهات قرار داد؟

نه تنها فضای شاد و با تحرک موسیقی بومی بلکه انتخاب ملودی ها و اشعار غنی شاعران مطرح و فرهیخته استان ارزش این آثار را دو چندان می کرد. چنانکه مردم گم شده های روحی و ذوقی خود را در این دو اثر یافتند و این آثار مبنای شروع و گرایش به ایجاد آثاری مبتنی بر فرهنگ و هویت بومی ش که در آثار دیگر گروه ها دنبال شد.

چند سال با گروه موسیقی مروارید لیان بودید؟

ده سال.

با محسن شریفیان چند آلبوم موسیقی محلی داشتید؟

دو آلبوم شپ و بندری.

استاد وزان شما در حالی که در موسیقی محلی بوشهر به عنوان یک خواننده برجسته و مطرح ملی در موسیقی مقامی و فولکور معرفی شده بودید. یکباره از گروه مروارید لیان جدا شدید. برای خیلی از علاقمندان موسیقی این سوال پیش آمده که چرا؟

تغییر و جابجایی در هر حرفه ای از سیاست و مدیریت گرفته تا ورزش و هنر امری عادی و فراگیر است. جدایی از گروه لیان نیز از همین جنس بود.

بعد از قطع همکاری با مروارید لیان فعالیتتان کمتر شد و گویا بعدا خودتان گروهی تاسیس کردید؟

برای بنده آزاد بودن و آرامش داشتن در زندگی امری حائز اهمیت است. که البته بر فعالیت هنری نیز تاثیر گذار است. تمایل من به فعالیت آزادانه و مستقل به تشکیل گروهی انجامید که هنرمندان مختلفی با آن همکاری کردند،

در حال حاضر با چه گروه هایی همکاری دارید؟

در حال حاضر بطور مدوام و مستمر صرفا با گروه موسیقی محلی هیرون در سمت خوانندگی و آهنگسازی و در مواردی تنظیم اشعار همکاری می کنم.

در زمینه آموزش موسیقی هم فعالیت دارید؟

بلی آموزش ردیف آوازی و مقامهای موسیقی اصیل ایرانی را برای علاقمندان تدریس می کنم

موسیقی بوشهر در حالی که برند بین المللی دارد و در مجامع مختلف هنری دنیا حضور دارد، در دیار خودمان غریب است چرا؟

این به یک سنت تبدیل شده که ما خود به فرهنگ و هنر وتاریخ و ملیتمان بی اعتنایی کنیم. در حالیکه این شاخصه های ما همواره مورد توجه و تحسین سایر ملل بوده است. بهرحال موسیقی ما دریایی عمیق و پهناور است که ظاهرا بیم گمراهی و غرق شدن در آن فقط برای صاحبانش که مردم همین دیارند میرود.

ما در سال گذشته عملا هیچ اجرای کنسرت مطرح موسیقی در بوشهر نداشتیم چرا این اتفاق افتاده؟

در سوال قبل تا حدودی به این موضوع پرداختم. این رکود در هر جای دیگری و هر زمینه دیگری که به نوعی سعی در کنترل شرایط و سفارشی کردن آثار مطابق با سلایق شخصی و گروهی شده است به وضوح آشکار است. این را در رکود و فقر مالی و فرهنگی چندین ساله سینما و سکوت و انزوای داخلی و کم کاری بسیاری از هنرمندان برجسته وصاحب نام کشوری می توان دید.

مقصر کیست؟ مسئولین، هنرمندان، یا…؟

اعتبار و جایگاه هر هنری و یا به طور کامل هر موضوع فرهنگی به انتخاب و سلیقه ی مردمش که صاحبان واقعی آن هنر و فرهنگ هستند می باشد. این مردمند که با علایق و احساسات مشترک بومی و ملی خود و به دور از تبلیغات و فرهنگ سازی های رسانه های جهت دار، به یک نوا گوش میدهند. ویا یک نمایش را تماشا می کنند. حال هر عامل یا جریانی که به هر انگیزه و نیتی خللی در این تعامل اصیل و طبیعی ایجاد کند در جای خود مقصر است.

چند وقت پیش یک مجری در یک برنامه هنری خطاب به مسئولین فرهنگی استان گفته بود که تئاتر در کماست! حالا خیلی ها می گویند موسیقی در بوشهر به کما رفته به نظر شما برای نجات موسیقی بوشهر چه باید کرد؟

کُما از این جهت که مرگ نیست واژه ای به جا و در نوع خود امیدوارکننده است. با این تفاوت که فرهنگ و هنر یک ملت عمری و عمقی بیشتر از یک انسان منفرد دارد. و جان چنین پدیده ای را نمی توان به راحتی ستاند. لااقل تا زمانیکه اولیا و صاحبان یک فرهنگ که همان مردمند، نخواهند و نگذارند، جریان حیات آن قطع نخواهد شد. اما بیداری آن اراده و همتی جهادی را از سوی خواص در معیت حمایت توده ی مردم طلب می کند. حضور بیشتر و جدی تر هنرمندان در صحنه و ارائه کارهای اصیل تر و با کیفیت تر و حمایت و حضور مردم در این زمین می توان به تدریج شرایط بهتر و پرامیدتری را فراهم کند که منجر به شکوفایی و غنای بیشتر فرهنگ و هنر کشور می شود. البته نمی توان جایگاه تاثیرگذار رسانه ها و مطبوعات و کسانی که در این بین به نحوی دغدغه ی هنر را دارند نادیده گرفت.

آینده موسیقی بوشهر را چگونه می بینید؟

سرمایه ای مصادره شده!

نظر خودتون را به این کلمات در یک جمله یا با یک کلمه توضیح بدهید:

موسیقی: غذای روح.

دمام: سازی دوگانه.

مروارید لیان: ده سال همراه با خاطره.

شجریان: اسطوره.

بازنشستگی: تولدی دوباره.

قلیه ماهی: غذای ساده ی دیروز و تشریفاتی امروز.

رضا زیتونی: دوستی مهربان و باوفا برای همیشه.

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

خبر بندر | بندرگناوه، بندر دیلم، بوشهر