شما اینجا هستید
اخبار » نامه ای به شهید محمد پولاد از دوستداران کتاب و کتاب خوانی

نامه ای به شهید محمد پولاد از دوستداران کتاب و کتاب خوانی

عبدالحمید قیصری

شهید محمد پولاد یکی از فرهنگیان بندرریگ بود که علاقه وافری به فرهنگ کتاب و کتابخوانی داشت و بیشترین اوقات خود را به مطالعه و تحقیق در زمینه های مختلف سپری می کرد. محمد پولاد در هر شرایطی خود را از کتابخانه و یا کتابخانه را از خود جدا نمی دانست. شهید پولاد در سال ۱۳۵۵ درست ۳۷ سال پیش در حالی که در خدمت بوده در نامه ای به مسئول وقت کتابخانه عمومی بندرریگ نگرانی و دغدغه خود را از مکان کتابخانه اعلام داشته است.بر خود لازم میدانم و در جهت ادا دین حقی که بر ما دارد از آن شهید سرافراز یاد شود. پس لازم حال که در روزهایی قرار داریم که به نمام و کتاب و کتاب خوانی مزین شده به این بهانه و پس از ۳۷ سال جواب نامه این شهید بزرگ و ففرهنگی و البته دوستدار  کتاب را نوشته و تقدیم به روح ملکوتی او نمایم .یاد و نام آن شهید بزرگوار گرامی و راهش پررهرو.

محمدجان سلام

دلا به باغ برو وعشق از انار آموز        که موج خون به دل و خنده در دهان دارد

سلامی به درازای انتظار، انتظاری که هنوز ادامه دارد. نامه مهرآمیزت سی و هفت سال پیش به دستم رسید. راستی از جبهه های جنگ چه خبر؟ از دوستان جبهه و جنگ چه خبر حالت که خوب است. با دوستان خوش می گذرد؟ ما که از شما بی خبریم شنیده ام جایتان خیلی خوب است و حسابی خوش می گذرد؟ راستی از کتابخانه پرسیدی، کتابخانه جابجا شده، در ساختمانی مستقل جا داده شده.

راستی محمد جان به یاد خوبیهایت نام اولین کتابخانه عمومی استان  را  که همان کتابخانه دیرین بندرریگ  است  به نام شهید محمد پولاد گذاشته اند. اما درد و دلی هم با دوست عزیزم داشته باشم. گر چه کتابخانه بنام شماست اما خواسته هایت محقق نشده و هنوز بسیاری از دغدغه شما باقی است. بعد از سی و هفت سال دغدغه ها قدری هم متفاوت شده است. از صمیمت های آن زمان دیگر خبری نیست.یادت هست، همه با هم یکدل و یک صدا بودیم. یادت هست هیچ کسی چیزی برای خودش نمی خواست. یادت هست دغدغه همه ما اسلام و ایران بود. محمدجان اکنون خواسته ها جور دیگری شده، نیستی ببینی ماشین های آن چنانی – خانه های آن چنانی – زرق وبرق البته دوستان شما مثل قبل هستند دقیقا مثل سالها پیش. محمدجان راستی از روزی که جنگ تمام شده عده ای گوشه نشین شدند، عده ای همان زندگی عادی را دارند. عده ای هم غرق در دنیا و زرق و برق آن. خوش به حالت که نیستی ببینی. خوش به حالت که با دوستان خوش می گذرونید. خوش به حالت. خیلی خوب شد مهاجرت کردی و رفتی ما هم غبطه تو را می خوریم ما که همیشه دعاگوی شما هستیم شما هم ما را فراموش نکن سلام دوستان را برسان. دوستان سلام می رسانند.

قربانت عبدالحمید قیصری

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

خبر بندر | بندرگناوه، بندر دیلم، بوشهر