شما اینجا هستید
اخبار » حماد،بندری زیر سایه سار درختان کهور

صدای بندر -اسماعیل طاهری نیا

حماد،بندری زیر سایه سار درختان کهور

از جاده دیلم به طرف خوزستان که می روید و از همان نزدیکی های گلوگاه دیلم به سمت چپ که نگاه کنی در فاصله ۵ کیلومتری درختان بلند کهور، انجیر، بید و اکالیپتوس را می بینی که بر روی تپه های ماسه ای قد علم کرده اند. بله اینجا “بندر حماد” است و نام من “حماد” است نامی به یادگار مانده از پیشینیانم.

نامی به یادگار مانده از تاریخ کهن و روزگاری که بندری پررونق و آباد در زمان صفویه بودم. نامم برای دیلمی های قدیمی یادآور مُغِدَر است. مُغِدَر چاه آبی بوده که مردم از آن هم برای نوشیدن وهم کشاورزی استفاده می کردند. علت نامگذاری آن هم بواسطه وجود گودال بزرگی بوده که در هنگام زمستان آب در آن جمع شده و تا اواخر بهار باقی می مانده است.

راستی مُغِدَر به چه معنی است؟ “لغت عربی مُغِدَر از ریشه غدیر است که به معنای گودال آب است، بخصوص اینکه سالهای سال ساکنین من(حماد) را اعراب تشکیل می دادند در اینجا(حماد) آب انباری نیز به دستور آقا شیخ حسین بهبهانی (سلیمانی) روحانی ساکن بندر دیلم احداث شده بود که مردم از آب آن استفاده می کردند و تا مدت زیادی آثار آن باقی بود.” ( این قسمت برگرفته از مقاله استاد فتح اله علیمردای – ارائه شده در سمینار دیلم در آیینه زمان- فروردین ۷۶)

آیا می دانستید نام من برگرفته از نام جد بزرگم شیخ حماد(حمید) از شیوخ بزرگ خلیفات(که از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس آمده بودند) است که روزگاری به اینجا مهاجرت کرده و در اینجا(حماد) سکنی گزیده و بعد از آن این نام بر من نهاده شد.

به نوشته عبدالحمید صدیق یکی از پژوهشگران و مورخین دیلمی “در دوره محمدشاه قاجار (حدود ۱۷۸ سال پیش) سه نفر بنامهای: «شیخ خاطر»، «شیخ حماد» و «شیخ ارانی» از قبیله دیالمه از دهستان بنه رشید از رامهرمز به اطراف بندردیلم و بندرحماد جهت دامپروری کوچ کردند. «شیخ خاطر» با استقرار در منطقه بنه خاطر مؤسس روستای بنه خاطر شد. «شیخ حماد» نامش را بر بندرحماد گذاشت.یا اینکه به نوعی مؤسس بندرحماد شد. «شیخ ارانی» چون پسر نداشت و پس از فوتش دخترش شیخوخیت خانواده اش را در دست گرفت، یک درخت تنومند با دو حلقه چاه سر راه بندردیلم به امامزاده شاه عبدالله وجود دارد، که تا هنوز به «بُنت ارانی» معروف است.”(این قسمت برگرفته از وبلاگ تنوب است، به مدیریت استاد و معلم بزرگوارم علی خلیجی)

آیا می دانستید من(بندر حماد) در زمانی صفویه رونق داشتم و آباد بوده ام و مردم دراینجا به تجارت می پرداخته ولی در زمان کریم خان دوباره از رونق افتاده ام.

درساحل‌ زیبای من(بندر حماد) انواع‌ گَبگابهای(خرچنگ)کوچک و بزرگ،گُچ(صدف)‌،گوش‌ ماهی،حلزون‌ و “شِلَمبو”( نوعی‌ ماهی‌ دوزیست‌)‌ زندگی‌ می‌کنند.

راستی آیا می دانستید شالوهای “سرظَهر” (ساحل ماسه ای بین دو خور شمالی و جنوبی) و “خور یفره”(خور شمالی و اصلی شهر) به اینجا(بندر حماد) کوچ کرده اند.

شالوهایی که زمانی با صدای زیبایشان،گوش ناخدایان و ملوانان را نوازش می دادند و از ماهی “گواف” و “پرزرد”(دو نوع ماهی دورریز تور) جدا شده از تورهای صیادان که سر” بَهته”(خشکی کنار خور یفره) افتاده بودند، تغذیه می کردند.

طبیعت زیبا و بکر من(بندرحماد)،آرامش و سکوت جزیره، نرمی ماسه های دست نخورده و غروب زیبای خورشید جلوه ای وصف ناپذیریی از خلقت خالق یکتا را برای هر دوستدار طبیعت و  گردشگری در اینجا ترسیم می کند.

ای کاش می شد من(بندر حماد) دوباره به رونق گذشته ام برمی گشتم و تجارت و کسب و کار در اینجا رونق می گرفت و مردم برای آوردن آب به “مُغدر” می آمدند و در زیر سایه سار درختان کهور، بیدو، اکالیپتوس و انجیرم می نشتند.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

خبر بندر | بندرگناوه، بندر دیلم، بوشهر