شما اینجا هستید
اخبار » نوروز در گذر تاریخ

ضدای بندر -حامد غلامعلی زاده- واژه «جشن» همان یَسن/ یسنه اوستایی است که در زبان پهلوی یزشن گفته می شد و در اصل به معنی ستایش و نیایش شادمانه است. «نوروز» یا نوگ روچ/ نوک روز در پهلوی به معنی نخستین روز- روز هرمزد – از ماه فروردین است. ایرانیان در قدیم برای هر روز از ماه نامی گذاشته بودند و روز اول بهار یا فروردین، هرمزد نام داشت. در این روز جشنی بزرگ برپا می کردند و به شادی و نیایش آفریدگار می پرداختند. از چند روز مانده به نوروز مراسم و آیین های ویژه آغاز می شد که تا چند روز پس از آن نیز ادامه داشت. در روزهای اول دوره نوروزی، مراسم به طور همگانی برگزار می شد که به آن «نوروز عامه» می گفتند و از روز ششم به بعد بزرگان و خواص آن را نزد خود ادامه می دادند که به آن «نوروز خاصه» گفته می شد، اما در هر حال شادی و نیایش ویژگی بارز جشن نوروز بود.
نیاکان ما بر این باور بودند که آفریدگار بزرگ، جهان را در شش »گاه » یا «گاهنبار» [مرحله] آفرید که در آخرین گاهنبار انسان آفریده شد و از این رو روز تولد نخستین انسان را – که آن را روز نخست بهار میدانستند – شایسته شکرگزاری و شادمانی می پنداشتند و چون معتقد بودند که فـَروَهَرهای نیکان و پاکان یا همان قوای باطنی و ارواح مؤمنان در دوره نوروزی از جهان مینوی به گیتی بازمی گردند تا از خویشان و عزیزان دیدار کنند و تقاضای خیرات و صدقه دارند، سفره ها می گسترانیدند و خیرات می دادند و شادمانه دعا می خواندند تا پروردگار را شکر و فروهرها را شاد نمایند؛ و به همین سبب ماه فروردین را ماه فرود فروهرها یا فروردیگان و یا عید فَروشیها یا اموات هم می گفتند.
نوروز جنبه مذهبی و روحانی دارد و نیایش و ستایش شادمانه همگانی را همراه می آورد. در اسطوره ها و افسانه ها و کتاب های پیشینیان بنیان نوروز را به پادشاه اسطورهای و افسانه ای، جمشید ، نسبت داده اند. فردوسی در حماسه بزرگ »شاهنامه » نوروز را به جمشید نسبت می دهد؛ آن هنگام که جم ( جمشید) سیر عالم می نمود و به آذربایجان رسید . فرمود تخت مرصعی بر جای بلند، رو به مشرق گذارند و تاج مرصعی بر سر نهاد که پرتوآفتاب بر تاجش شعاعی روشن پدید آورد ، مردم شاد شدند و آن روز را نوروز نام نهادند و چون در زبان پهلوی شعاع را شید می گویند جم را جمشید خواندند و جشن گرفتند.
به جمشید بر گوهر افشاندند
مرآن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج تن دل ز کین
بزرگان به شادی بیاراستند
می و جام و رامشگران خواستند
چنین روز فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار
ایران شناس معروف دانمارکی، کریستن سن و برخی دیگر از محققان ایرانی گفته اند که جشن نوروز ایرانی متأثر از برخی جشن های کهن ملل قدیمتر است و از جمله، آثاری از زگموگ، جشن بابلیان – که خود متأثر از سومریان نیز بوده – در نوروز ایرانی مشاهده شده است. اما به خوبی پیداست نوروز ایرانی تجلی فرهنگ ایرانی است و دستکم قرنهاست که با آیین و رسم فرهنگ ایرانی برگزار می شود.
رفتارها و گفتارهای هنگام سال تحویل و روز نوروز، به باور عامیانه، می تواند اثری خوب یا بد برای تمام روزهای سال داشته باشد. برخی از این باورها را در کتابهای تاریخی نیز می یابـیم، و بسیاری دیگر باورهای شفاهی است، و در شمار فولکلور جامعـه است که در خانواده ها به ارث رسیده است :
– کسی که در هنگام سال تحویل و روز نوروز لباس نو بـپوشد، تمام سال از کارش خرسند خواهد بود.
– موقع سال تحویل از اندوه و غم فرار کنید، تا تمام سال غم و اندوه از شما دور باشد.
– روز نوروز دوا نخورید بد یمن است.
– هر کس در بامداد نوروز، پـیش از آنکه سخن گوید، شکر بچشد و با روغن زیتون تن خود را چرب کند، در همهً سال از بلاها سالم خواهد ماند.
– کسانی که مرده اند، سالی یکبار، هنگام نوروز، ” فروهر ” آنها به خانه بر می گردند. پس باید خانه را تمیز، چراغ را روشن و ( با سوزاندن کندر و عود ) خوش بوی کرد.
– اگر قصد مسافرت دارید پـیش از سیزده سفر نکنید. روز چهاردهم سفر کردن خیر است.
– روز سیزده کار کردن نحس است.
به موجب اوستا ، جشن فروردگان در ۵ روز پایانی اسفند برگزار می شده است. در این روز ها روح مردگان ، همگی به این جهان باز می گردند و به خانه ها ی خویش می روند. پس مردم ، آتش می افروزند و با عود فضا را معطر می کنند ، شادی می آفرینند تا روان ها راحت و خرم به جایگاه خویش بازگردند.
البته ابوریحان بیرونی و گردیزی در مورد زمان جشن فروردگان نظر دیگری دارند .بیرونی نقل کرده که :
” گفته اند سبب فروردگان ، این است که قابیل چون هابیل را کشت و پدر و مادر هابیل بسیار اندوهگین شدند . پس از خدا خواستند که روح هابیل باری دیگر به کالبد برگردد. خداوند این درخواست را برآورد و دعای شان استجابت یافت و در روز ” اشتاد” از ماه آبان روح به بدن هابیل حلول کرد و ده روز در بدن وی بود و می نشست ، اما با کسی حرف نمی زد…”
طبق تحقیقات علی اکبردهخدا و دکتر معین ، روز اول فروردین ماه که خورشید به نقطه اوج حمل می رسد ، روز اول بهار است و آن را نوروز کوچک و عامه نیز می نامند. و ششم فروردین ماه را نوروز بزرگ و خاصه می نامند. گویند خداوند در این روز جهان را آفرید . در این روز حکم شد که همه کواکب به سیر و دور درآیند و آدم خلق شد . البته به روایتی ۶ فروردین زادروز زرتشت نیز هست.
“عبدالصمدبن علی در روایتی که به جد خود ابن عباس آن را می رساند نقل می کند که در نوروز جامی سیمین که پر از حلوا بود برای پیامبر (ص) هدیه آوردند و آن حضرت پرسید که این چیست؟ گفتند امروز نوروز است . پرسید که : نوروز چیست؟ گفتند : عید بزرگ ایرانیان است. فرمود: آری در این روز بود که خداوند عسکره را زنده کرد . پرسیدند : عسکره چیست؟ فرمود: عسکره هزاران مردمی بودند که از ترس مرگ ، ترک دیار کرده و سر به بیابان نهادند و خداوند به آنان گفت بمیرید و مردند و سپس آنان را زنده کرد و ابرها را امر فرمود که به آنان ببارد. از این روست که پاشیدن آب در این روز رسم شد. سپس از آن حلوا تناول کرد…”
یکی از رسوم نوروز خوردن شکر است که گویا در این روز نیشکر به دست جمشید شکسته شد و از آن خورده شد پس دراین روز خوردن شکر رسم شد و از آن شیرینی تهیه می کردند و می خوردند . به گفته بیرونی ؛ در بامداد نوروز مردم به یکدیگر آب می پاشیدند و به هم شکر هدیه می دادند.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

خبر بندر | بندرگناوه، بندر دیلم، بوشهر