شما اینجا هستید
اخبار » هندسه فرهنگی

هندسه فرهنگی

افشین آذریان – دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات دراماتیک دانشگاه آزاد بوشهر

فرهنگ پایه و بنیان یک ملیت است. از قِبَل فرهنگ است که هر ملت هویت می یابد. آنچه هویت یک ملت را می سازد؛ آداب و رسوم، مذهب، زبان و خط، موسیقی، آثار گذشتگان و … است که به هویت ملی یک ملت قوام می دهد. فردی برای اینکه در جامعه ای شناخته شود، دارای شناسنامه ای است که به او هویت می دهد. فرهنگ یک ملت نیز شناسنامه ای است برای شناختن او از دیگر ملتها.

سیاست، اقتصاد، کشاورزی، دانش و فناوری همه و همه عواملی هستند که یک ملت را در سر پا نگه داشتن امور روزمره یاری می دهند. اما نبود فرهنگ در یک جامعه مردمی بی انگیزه و بی اعتنا پرورش خواهد داد. اگر در زندگی با افرادی برخورد کرده باشید که از والدین خود اطلاعی ندارند و سعی می کنند تا به هویت و ریشه خود پی ببرند، در اصل به دنبال کشف فرهنگی خود هستند و اینکه متعلق به کدام آب و خاک و از چه قوم و طایفه ای نشأت گرفته اند.

بسیاری از کشورها، در امور سالیانه خود، کارناوال های بزرگ فرهنگی به راه می اندازند. هدف از این برنامه ها تقویت بنیان فرهنگ آن ملت است. بعنوان مثال کشورهای حوزه اروپا مثل ایتالیا یا آلمان در مقابله با پدیده ی فرهنگ آمریکایی که بسیار بی شاکله است، این شیوه را در پی گرفته اند. این طرح ها در ناخودآگاه جمعی مردم بسیار مؤثر است. شاید اعتباراتی که برای برنامه های فرهنگی مطلوب صرف می شود بسیار باشد، اما این کالاهای فرهنگی، ارزشی بس عظیم تر از یک سازه ی بتونی چند صد میلیاردی دارند. در ذهن این سؤال پیش می آید که چرا کالای فرهنگی دارای ارزش است؟

در پاسخ به این سؤال به زبان ساده باید بگویم که ارزش یک کالای فرهنگی در انگیزه و اعتنا خلاصه می شود. به این دلیل که خیلی از توطئه ها، تجاوزها، مصائب طبیعی، بیماریها و … با اعتقادات مؤثر فرهنگی مهار خواهند شد. قصه ها، اسطوره ها، اشعار، آثار تجسمی، موسیقی، فیلم و تئاتر، همیشه و همه جا در بالا بردن سطح انگیزه و اعتنا مؤثر بوده اند. بعنوان مثال، آیا تأثیر اشعار حماسی (Epic) در بالا بردن روحیه نبرد جنگاوران را فراموش کرده ایم و یا تعلیم و تعلم از طریق انتقال مفاهیم نمایشی در کودکان در حال رشد از ابزارهای برتر فرهنگی محسوب نمی شود؟

آثار فراوانی که آموزش غیر مستقیم بر افراد داشته است، نشانگر این است که امر فرهنگی و هنری جزء لاینفک تقویت عوامل انسانی یک جامعه است. با توجه به نکات اشاره شده در بالا، به این نتیجه می رسیم که هویت و فرهنگ رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند و حفظ و حراست از آنها یعنی حفظ و حراست از موجودیت اقوام و تمامیت ملی. این امر را چه کسانی بر عهده دارند؟ اگر به شکل پایین نگاه کنیم، متوجه سه رأس یک مثلث می شویم که نبود هر یک از این رئوس باعث نابودی این هندسه می شود.

مردم

                                                هنرمندان و                               مسئولین

                                                فرهنگیان

چه کسی می تواند بگوید که نبود یک رأس یا ضلع به این مثلث فرهنگی لطمه وارد نمی کند؟ در بازار عرضه و تقاضای فرهنگ، تعامل سالم این سه ضلع، جامعه ای فرهنگ محور را بوجود خواهد آورد و این اهرم ها خواهند توانست با پشتیبانی یکدیگر هویت فرهنگی یک جامعه را محفوظ دارند. به شرط آنکه هیچکدام مرتکب تک روی نشوند. هر چند که ولی نعمت دو رأس دیگر مردم هستند و در صورت ضیف کردن بازار عرضه و تقاضا از سوی مردم، دو ضلع دیگر هیچ کاری از دستشان بر نخواهد آمد، با این حال مردم هم نقش اساسی در حفظ هویت فرهنگی خواهند داشت.

کارگزاران هر فرهنگ می دانند که هنرمندی که از دل مردم ظهور پیدا می کند، تلاشش این است که ناهنجاریها و عیوب جامعه را نشان  دهد. به عبارتی هنرمند یک منتقد است که شرایط موجود را در آیینه اثرش بازتاب می دهد. او کسی است که کمی با جماعت عام متفاوت تر است. او نگاه حساس و تیزبینی نسبت به سایرین دارد و از این راه سوژه یابی می کند. هنرمندان سعی دارند که سفید را سفید و سیاه را سیاه نشان دهند. در صورتیکه آنان سفید را سیاه و سیاه را سفید عرضه کنند، به فرهنگ و شعور جامعه خود پشت کرده اند.

در مقابل مسئولین قرار دارند که در جامعه امروز ما بسیار مورد توجه اذهان عمومی هستند. هر حرکت آنان مورد نقد و بررسی قرار می گیرد. لذا مسئولین بویژه متصدیان امر فرهنگ در قبال جامعه رو به رشد، بار سنگینی بر دوش دارند. یکی از بزرگترین وظایف آنها حفظ و حراست امور فرهنگی در مجامع سیاسی و اجتماعی است. تأمین اعتبار و علاقه مندی به امر فرهنگ و دفاع از حرکت های فرهنگی و شناساندن شاخه های متعدد فرهنگ و هنر در اذهان عمومی و مجامع حکومتی و مجاب کردن رئوس حاکمیت و نظام از دیگر وظایف بی چون و چرای مسولین فرهنگی محسوب می شد.

آنچه که در بالا آمد تنها شمه ای بود از هزاران مبحث فرهنگی، به امید روزی که ایران خود را گلستان فرهنگی ببینیم.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

خبر بندر | بندرگناوه، بندر دیلم، بوشهر