شما اینجا هستید
گفتگو » گفتگو با جواد تلیان پیشکسوت تئاتر ،سینما و تلویزیون

گروه های تئاتر باید از جیب مبارکشان خرج کنند !

بیوگرافی؟

محمد جواد تلیان فرزند عبدالرضا کارمند بازنشسته آموزش و پرورش، دارای چهار فرزند، دوپسر دو دختر پسر بزرگم فوق لیسانس محیط زیست کارمند اداره بندر پسر دوم کارمند حراست شرکت گاز بوشهر دختر اول پرستار سوپر واریز بیمارستان توحید و دختر دوم کارشناسی کامپیوتردبیر دبیرستانهای دخترانهبوشهر و خانمم آموزگار بازنشسته آموزش و پرورش.

آقای تلیان یادت هست کی به تئاتر علاقمند شدی؟

از کوچکی علاقه به نمایش داشتم. دوران دبستان زنگهای سرود همیشه خودنمایی می کردم، شعر می خواندم از روانبخش از تاجیک از علی نظری و داود مقامی و قاسم جبلی و… .قصه های کتاب را به صورت نمایشی در زنگ سرود اجرا می کردم هر وقت در مدرسه به مناسبتی جشن بود همیشه حاضر بودم.

اولین کار نمایشی ات کی وکجا بود؟

اولین کار نمایشیم با نوشتن و کارگردانی نمایش(دکتر قلابی) در اردوی پیش آهنگی سال۱۳۳۹ اجرا کردم.

هم دوره ای هایت در آن سالها چه کسانی بودند؟

در آن زمان به علت شغل پدرم در ادراه بندر شاهپور(بندر امام) زندگی می گردیم و هم دوره های من در آن زمان بیژن ملاح زاده ، هوشنگ ابراهیم زاده، هاشم عطویان، عبود شریفات، ادریس عامری و… بودند.

چند سال در بندر امام بودید ؟

حدود ۱۰ سالی در بندر امام بودیم یعنی از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۹

و بعد برگشتید بوشهر ؟ بله

خوب چطور فعالیت های تئاتریت را در بوشهر ادامه دادی ؟

بله در هنرستان حاج جاسم  بوشهر به فعالیت تئاتریم ادامه دادم ودر جشنواره تئاتر استان انتخاب شدم  و به رامسر رفتیم و این شد که در همین  هنرستان  حاج جاسم به کارهایم ادامه دادم و بعد وارد جشنواره های فرهنگ و هنر شدم .

از کی با صغیری آشنا شد؟

 زمانی که آقای صغیری در هنرستان حاج جاسم تدریس می کرد من هم در شرکت صنایع دریایی مشغول به کار بودم قرار بود یک نمایش به نام زمین اجرا کند با او آشنا شدم و مرا هم جزء بازیگران نمایشنامه زمین انتخاب کرد چون شنیده بود که من در بوشهر تئاتر کار می کنم از آن موقع تا حالا با هم هستیم.

آن موقع خیلی از خانواده ها با رفتن فرزندشان به تئاتر و سینما مخالف بودند خانواده شما مخالف نبودند؟

پدرم از نوازندگان فلوت بود که آن زمان در رادیو نفت آبادان شبهای چهارشنبه شروه پخش می کرد. پدرم ونجاتی با کشتکار با هم در رادیو آبادان برنامه شروه خانی داشتند بخاطر همین میشه گفت پدرم هم از هنرمندان موسیقی بوده در سالهای گذشته و با کار من مخالفتی نداشت مادرم هم همین طور مخالفت نمی کرد.

-همکاریت با مرحوم امیری کی شروع شد؟

خدا رحتمشان کند ما با هم خیلی جور بودیم حالا هم حقیقت از نظر من مثل اینکه هنوز زنده است هر وقت می روم مجتمع فرهنگی حس می کنم الان از یک طرفی پیدایش می شود که به من بگوید( بچه تو کجایی) انگار پیدات شد؟ تا حالا چند بار خوابش را دیده ام.

زمانی که کارمند امور تربیتی بود ما با هم آشنا شدیم که بعدش با نمایش( حوضچه مروارید) کار علی غلامی در اولین جشنواره تئاتر استانی و کشوری در اهواز در سال۱۳۶۷ با هم هم بازی بودیم. هر وقت با هم مسافرت می کردیم دو نفری در یک اتاق بودیم بخاطر همین هر وقت به فکرش می افتم ناراحت می شوم تا خودم را مشغول کاری نکنم همین طور به فکرش هستم متاسفانه.

تو سفر کردی و خوبان همه گیسو کندند      از فراق تو همه سلسله ها بر هم خورد

راستی آقای تلیان یادم هست یک گروهی با مرحوم امیری تشکیل داده بودید و نمایش های تخت حوضی وسیاه بازی اجرا می کردید؟

بله کاملا درست است چون من به کارهای طنز و کمدی علاقه داشتم برای همین با هم شروع کردیم نمایشهای سیاه بازی کار کردن خیلی هم طرفدار داشت ودارد تا هنوز هم خیلی از طرفداردان این کارها به من پیشنهاد می کنند که ادامه دهم ولی متاسفانه با کدام حس، با نبود مرحوم امیری هر کاری کنم هیچ گونه احساسی نمی توانم داشته باشم چون هر لحظه به یاد  ایشان خواهم فتاد و کار درست نمی شود.

چطور برای نمایش قلندر خونه انتخاب شدی؟

سال۱۳۵۴ من کارمند شرکت صنایع دریایی بودم وآقای صغیری دبیر دبیرستان های بوشهر چون قبل از نمایش قلندر خونه ما با هم نمایش زمین و کاوه آهنگر و درپا نیفتاده را کار کرده بودیم مرا زیر نظر گرفته بود. برای همین برای بازیگری نمایش نامه قلندر خونه  از من دعوت کرد من هم دعوت ایشان را پذیرفتم و شروع به کار کردیم

یادتان هست با قلندر خونه در چند شهر اجرا داشتید؟

نمایش قلندر خونه نخستین اجرا در جشن هنر شیراز تالار دانشگاه جندی پور۱۳۵۴ و دو ماه هم در تئاتر شهر تهران  و ده شب هم در بوشهر اجرا داشتیم.

بعد ازقلندر خونه در نمایش دیگری از صغیری هم بازی کردید؟

بله درسال ۱۳۵۵ در نمایش غم غریب قبله عالم که نقش وزیر دربار داشتم و برای جشنواره استانی در تهران انتخاب شد.و سال ۱۳۵۶ نمایش مهپلنگ که این نمایش هم در جشن هنر شیراز و چند شهر واستانهای کشور اجرا شد  و در این نمایش هم نقش ژاندارم را داشتم.

راستی آقای تلیان جریان آن گربه در اجرای قلندر خونه در تئاتر شهر تهران چه بود؟

والله جریان آن گریه که در تئاتر شهر تهران اتفاق افتاد خیلی مفصل است که اگر بخواهم بنویسم ده بیست صفحه می شود خلاصه آن این بود که موقع اجرای نمایش قلند خونه در تئاتر شهر یکی از شبها پشت صحنه صدای گربه ای ناخودآگاه بلند شد.. میو میو.. من وآقای صغیری و محمدرضا…….. (ممو) کنار آقای صغیری ایستاده بودیم شروع نمایش با ورود من آغاز می شد آن موقع که من آماده رفتن تو صحنه بودم آقای صغیری به من گفت جواد برو این گربه پس مرگ  رو دورش کن به او گفتم آقا حالا من باید بروم داخل صحنه آقای صغیری گفت برو دورش کن بیا باز گفتم آقا باید برم تو صحنه یک مرتبه سرش برگردوند نگاهی غضبناک کرد گفت برو دیگه  ما رفتیم دنبال دویدن گربه که گربه را از پشت صحنه دور کنیم آقا چشمت روز بد نبینه ما دنبال گربه بدو و گربه میو میو کنان انگار بازیش گرفته بود هی این طرف می رفت و هی آن طرف می ایستاد و صدا می داد.خلاصه اینکه  دوباره دنبال گربه افتادم هی من  بدو هی گربه بدو  که بالخره موفق شدم گربه رو از سالن بیرون کنم . اما چشتون روز بد نبینه جریان گربه که تموم شد وقتی  می خواستم بیایم پشت صحنه راه را گم کردم هر کجا می رفتم راه نبود خلاصه ما داخل تئاتر شهر گم شدیم رفتیم رفتیم تا تو اتاق دکور تئاتر شهر سر در آوردیم خلاصه موقعی که ما صحنه را پیدا کردیم آخرین صحنه نمایش در حال اجرا بود و مردم داشتند دست می زدند!

خوب شما توی صنایع دریایی کار می کردید بعد رفتید سراغ تئاتر و  بعد استخدام آمورش و پرورش در آمدید درست است؟

بله دیگه آموزش و پرورش در همان سال آگهی استخدام زد و رفتم در اداره آموزش و پرورش در هنرستان حاج جاسم بوشهر مشغول به کار شدم حالا هم عضو بازنشستگان ادراه آموزش و پرورش هستم.

با ورودت به آموزش و پرورش فعالیتهای هنریت کم نشد؟

اتفاقا بیشتر هم شد چون با اداره فرهنگ و هنر قدیم یعنی ارشاد اسلامی مجددا شروع به کار کردم.

بعد از آن در چند نمایش بازی کردی؟

تقریبا در ده بیست نمایش بازی کردم از جمله نمایش شاکر سوم نویسنده و کارگردان علی غلامی در سال ۱۳۶۱در نقش ممتهن، بهترین هدیه نویسنده و کارگردان علی غلامی سال ۱۳۶۳ در نقش کل غلام.به همه بگوئید نویسنده و کارگردان احمد آرام سال۱۳۶۶٫حوضچه مروارید نویسنده وکارگردان علی غلامی ۱۳۶۷ در نقش بابازار که برای اولین جشنواره تئاتر استانی و کشوری در اهواز اجرا گردید.زیر بیرق بیگانه نویسنده و کارگردان علی غلامی سال۱۳۶۸ در نقش پیرمرد و گرگور کهنه سال۱۳۶۹، جلیقه نجات زیر صندل شما از احمد آرام سال۱۳۷۰٫هفت لیوا سال۱۳۷۱ در جشنواره کشوری و پیر چنگی سال۱۳۷۳، مجددا هفت لیوا سال۱۳۷۷ نویسنده و کارگردانی آقای امیری  و زائران برزخ سال۱۳۷۸ .حنجره نارفیق سال ۱۳۸۱ و چهار نمایش سیاه بازی با آقای امیری.

در آثار وفعالیتهای نمایشیت چند فیلم سینمایی و تلویزیونی هم وجود دارد. ورودت به این آثار چطور اتفاق افتاد؟

عرض کنم که درحدود  سال۱۳۴۶که به علت موقعیت شغلی پدرم( در ادراه بندر امام) ما در سربندر زندگی می کردیم و آن موقع من دانش آموز بودم. همان سال یک گروه فلمبرداری آمدند که در بندر شاهپور فیلمبرداری کنند اسکان آنها نزدیک منزل ما بود  با بچه های تئاتر آنجا ما را برای بازیگری این فیلم انتخاب کردند. اسم فیلم الماس۳۳ به کارگردانی داریوش مهرجویی بود. مثل اینکه اولین فیلم سینمایی بلند او بود به این صورت ورود من با بازی در فیلم الماس ۳۳ به سینما اتفاق افتاد   در این فیلم  بازیگرانی چون تقی ظهوری، جواد فاضلی، گوگوش، نرسی وداریوش طلایی  بازی می کردند.

میشه چند تا از آثار سینمایی و تلویزیونی که بازی کرده ای را با کارگردانهایشان نام ببری؟

۱- سال۱۳۴۶ الماس۳۳ به کارگردانی داریوش مهر جویی.۲-سال۱۳۵۹ رو به دریا به کارگردانم عبدالله علی زاده.۳- سفر غریب به کارگردانی ایرج صغیری.۴-سال۱۳۶۷ دعای بارون به کارگردانی پرویز تائیدی.۵-سال ۱۳۸۵ مثل یک قصه به کارگردانی خسرو سینایی.۱-سال۱۳۶۰ برگهای دفترم به کارگردانی رضا صافی.۲- سال۱۳۶۱ دفترچه نوروزی به کارگردانی داریوش غریب زاده.۳-سال ۱۳۶۲ آخرین سکانس به کارگردانی سید رضا صافی.۴-سال ۱۳۶۲ بوشهر در گذرگاه تاریخ به کارگردانی چشم بر زمین،۵-سال ۱۳۶۴ ماهی گیران کوچک به کارگردانی ایرج صغیری.۶-سال۱۳۶۵ مسافر عاشق به کارگردانی فرزین مهدی پور.۷-سال ۱۳۶۶ عباس . یونس به کارگردانی رضا صافی.

بهترین نقشی را که در تئاتر یا تلویزیون و یا آثار سینمایی که بازی کردی به دل خودت نشست کدام اثر بود؟

بهترین نقشی که در تئاتر بازی کردم نمایش بهترین بابای دنیا نویسنده غلامحسین ساعدی به کارگردانی پرویز سرخوش در نقش(فتا).و در سینما فیلم سینمایی(مثل یک قصه)به کارگردانی خسرو سینایی.در تلویزیون سریال گردن بار به کارگردانی ایرج صغیری.

آقای تلیان با توجه به روحیه شاد شما باید خاطرات خوبی از تئاتر داشته باشید یکی از خاطراتی رو که به نظر خودت جالب میاد تعریف کنید؟

همه دوران تئاتر خاطره است یکیش همان دنبال گربه دویدن در تئاتر شهر تهران. یکی هم قبل از انقلاب درگیری در  جشنها ی۲۵۰۰ ساله  با ژاندارمری خورموج و دردسری که  خواندن شعر بین دو نمایش در شهرستان دیر برایم به وجود آمد و خواندن این شعر ریتمیک و شاد در بین مردم دیر  با ناراحتی  و نارضایتی آنها روبرو شد و این عصبانیت آنقدر شدید بود که  من را  با اسکورت ژاندارمری به کنگانانتقال دادند!

بعد از نیم قرن حضورت در صحنه نمایش وقتی به تئاتر امروز ودیروز بوشهر نگاه می کنی چه چیزی بیشتر نظرت را جلب می کند؟

اصلاا چون اگر از نظر کیفیت که نگاه کنیم شاید سالها قبل تئاتر در بوشهر از کیفیتی بالا برخوردار بود ولی متاسفانه انگار روز به روز کمیت جایگزین کیفیت شده و می بینم که  کسانی که اینکاره نیستند و یک بار هم روی صحنه نیامده اند دست به کارگردانی می زنند و می بینم آنچه را که نباید دید.

پس از وضعیت فعلی هنر استان راضی نیستی؟

 نه متاسفانه کو دلسوز تئاتر در استان.

چرا؟

نداریم نویسنده و کارگردان خوب، کسانی هم که هستند مقطعی یا عشقی کار می کنند و بعدا تئاتر که نون درآر نیست معلومه که کسی زیاد به آن اهمیت نمی دهد متاسفانه هر گروهی که تئاتر کار می کند چه آزاد چه برای جشنواره باید از جیب مبارک خرج گروه کند مگه ورودی جشنواره چقدر است به قول معروف مورچه چیه که کله پاچه اش چه باشه.

به نظرتون مشکل چیه؟

معلومه دیگه از هر کسی سوال کنی جواب حلال مشکلات رو  وضعیت بد مالی تئاتر استان میدونه

وجود مدیران غیرهنری بر مسند مدیر کلی ارشاد چه مقداری در این بین تاثیر دارشته ؟

متاسفانه تاثیر فراوان دارد چرا که هر کاری شما نگاه کنید اگر که خوب از آب در بیاید به علت متخصص نبودن طرف است . همین گذاشتن آدم های غیر متخصص در پست های تخصصی این اتفاقات را رقم می زند شما ببینید مثلا طرف مهندس کشاورزی است رفته تو ادراه بهداشت و درمان چه ربطی دارد با تخصص طرف کشاورزی کجا بهداشت ودرمان کجا. همین اتفاق توی سازمانها و ادرات  فرهنگی هم  می افته متاسفانه

پس چکار کنیم که از این وضعیت خلاص شویم؟

متاسفانه دست ما نیست  ولی من پیشنهادم اینه که برای هر حوزه از متخصصین آن حوزه استفاده شود از جمله برای حوزه فرهنگ وهنر

برگردیم به زندگی خودت. این روزها چرخ زندگی می چرخد؟

هی به لطف خدا از قافله جا نمی مانیم همون نون بازنشستگی رو که می خوریم شکر خدا می کنیم.

بازنشتگان هم اوقات فراغت دارند؟   ندارند بابا ندارند

فعالیت های فرهنگیت این روزها چیست؟

در مجتمع بعضی موقعها با هنرمندان سرکشی می کنیم و حال واحوال می کنیم. دوستم آقای شاهپیری هم یک دفتر کانون تبلیغاتی فیلم دارد با هم مشغول هستیم تا وقت بگذره

آخرین کار نمایشی که بازی کردی چه بوده، کی وکجا؟

چهاردهمین جشنواره تئاتر استانی بود در سال ۱۳۸۱ نمایشی بود از پسر مرحوم آقای امیری  بنام خنجر نارفیقیون متاسفانه یکی از بازیگرانش تصادف کرد و حالا دو روز هم به جشنواره نمانده پسر مرحوم آقای امیری به من مراجعه کرد و گفت فلانی، مشکلی برای بازیگر رضا پیش آمده و بیا کمک کن وقت هم نیست با دو روز تمرین ما خودمون را رساندیم به جشنواره که آخرین کار صحنه ای من بود.

بهترین کار تئاتری که در طول عمر هنریت دیدی چه بوده؟

نمایش چهار صندوق از بهرام بیضایی در اردوی هنری رامسر با اجرای گروه نمایشی کرمان.

واینکه نظرتان را درباره این کلمات بگوئید:

بوشهر: دیوانشم

سیاه: نقطه کور

مرحوم امیری: خدارحمتش کند

تئاتر: زندگی روی صحنه

قلیه ماهی: به به

پژو آردی: حمل ونقل داوران جشنواره

بازنشستگی: استراحت

عباس شاهپیری : دوست صمیمی

جشنواره: تجدید دیدار

ژتون: فیش غذای جشنواره تئاتر

داریوش مهرجویی: فیلم گاو

مصدق: نفت

رنگ قرمز: خطر

رئیسعلی دلواری: مرد

منوچهر آتشی: فلق

خانه هنر: قلندر خونه

خبرنگار: رشید

  1. رضا

    خداحفظش کنه ، از نوابغ استان ، و از برکات هنر شهر ، انشالله پیشکسوتامون تنشون سالم باشه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

خبر بندر | بندرگناوه، بندر دیلم، بوشهر